سلام
کم پیش میاد برم تو حیاط.اتفاقا یه حیاط پر درخت سرسبزی هم داریم.این روزا اینجا یه بارونی میزنه و هوا رو خنک میکنه ،حتی سرد و میره دوباره تو ابرا قایم میشه.
از فردا در پشتی خونه رو باز میکنم و سعی میکنم یه چند دقیقه ای تو حیاط قدم بزنم.اگه یه کم گرمتر شه صندلی میذارم اونجا درس میخونم.البته یه کم زوده چون درخت مو هنوز برگ نداده که نرده های رو به میدون منو بپوشونه.
زمین پره از سبزه .درختا میوه دادن.دختر سرایدار ازدرختا بالا میره چاقاله میکنه.نمیدونم زردالویی بهمون میرسه با این اوصاف؟
سلام
داشتم اطفال میخوندم رسیدم به مصاحبه امیتال که نوشته بود یکی از راه های درمان کانورژن هست.به گوشم نخورده بود حتی ، از یکی دو نفر پرسیدم نمیدونستن.گفتیم شاید از نوع مصاحبه از طریق هیپنوتیزم باشه.
تو نت گشتم و به این رسیدم.
برا کسایی که حوصله خوندنشو ندارن.برای مصاحبه ی روانپزشکی برای اینکه موثرتر واقع بشه و بیمار همکاری بیشتری داشته باشه از دارو استفاده میکنن که تو این مصاحبه از آموباربیتال که یه باربیتورات هست استفاده میشه.
بعضی ها از دیازپام برای مصاحبه استفاده میکنن ولی ظاهرا با توجه به برداشت خودم از این نوشته چون از آموباربیتال بیشتر استفاده میشه به این نام معروف شده.
البته در این مطلب تو قسمت تلقینsuggestion از ماده ی "سدیم آمیتال"صحبت کرده که همون آموباربیتال هست.
یکی از کارمندام بینهایت جیم میزنه امروز گفت میرم بیرون و برمیگردم و رفت و یک ساعت بعد اومد و پاس اداری هم ننوشت.البته کاری هم تو درمونگاه نبود ولی دلم نمیخواد ازش بگذرم از طرفی نمیدونم نتیجه ی این سختگیری چی میتونه باشه.ساعتی که برگشته ، من تو پانسیون بودم ولی میدونم چه زمانی اومده،دلم نمیخواد فکر کنه تونسته منو دور بزنه بدون اینکه من بفهمم.میخوام بدونه که من میدونم و ازش گذشتم.
با اینکه وظیفه ی کارمنداست که قانون رو رعایت کنن و حق با منه که ازشون اینو بخوام ولی از بس پررو هستن منو از رو بردن.به حدی که دیگه روم نمیشه بهشون تذکر بدم.
شاید بهتره این دفعه رو خودم تاثیر بدم تو پاساش و دفعه ی بعدی که مطمئنم همین فردا خواهد بود بدون برگه ی پاس اجازه ی خروج بهش ندم.
سلام
یه چیزایی نوشته بودم برای دلم که پاک شد.
اردیبهشت رو تکریم کرده بودم و یاد خاطرات اردیبهشت هرسال که به سرعت میاد و تموم میشه.ای کاش همه ی ماهها اردیبهشت بود به جز یکیش .اون یکیشم شهریور باشه که خودم متولدشم:دی.اردیبهشت ماه بی نظیره:)
سلام
نوروز نزدیکه.کارمندا به فکر خونه تکونی و خرید عیدن.من اصلا بهش فکر هم نمیکنم.تو این فکرم که اصلا بهم مرخصی میدن که برم خونه یا نه.
درخواست کردم که هفته ی اول رو بهم آف بدن ولی کارمندا میگن که بهتره هفته ی دوم نباشی آخه شلوغ میشه و من یاد روزهای افتضاح عاشورا و تاسوعا میافتم که حتی برای خداحافظی با خانوادم وقت نداشتم.
این هفته به خاطر بسته بودن راه روستای قمر به علت بارش برف ، نرفتیم دهگردشی.این هفته که برم حتما یه 60 نفری میان برای ویزیت!
یه سه روزی هست که تغییر دکوراسیون دادم و میز مطاله رو بالاخره از اتاق سرده آوردم تو پذیرایی و دارم از تمدن و پشت میز نشستن لذت میبرم!:دی
فردا قراره برم اداره ، طبق روتین ، روز 5 م هر ماه (این دفه جمعه خورد بهش ،جاش 6 و میریم) میریم اداره و آمارا رو میبریم و به کارامون میرسیم .یه کم استرس دارم چوت قراره برم سر یکی دو مورد با معاونین چونه بزنم!
مدتیه معتاد سریالا شدم دوباره...
سلام
هر وقت دلم میگیره میام اینجا.بعضی وقتا اونقدر حالم بده که حتی حوصله ی نوشتن هم ندارم.
هر روز منتظر اینم که فردا بیادو باز فرداش برسه به آخر هفته و باز روز از نو روزی از نو.منتظرم تموم شه.چی؟نمیدونم شاید عمرم!
چرا نمیتونم از زندگیم لذت ببرم و ازش راضی باشم؟
دیگه امیدی به این ندارم که روزایی بیاد که با آرامش به کاری که انجام میدم بچسبم و بگم اینجا همون جایی هستم که باید باشم.این شاید باعث پیشرفت میشه ولی همیشه عذاب آوره .در واقع مجبورم که پیشرفت کنم.
یه سری مسائل مدیریتی مسخره هست که خیلی وقت و انرژی منو میگیره.جلو دهن کسی رو هم نمیشه گرفت که حرف مفت نزنه!
یه سری معاینات دوره ای کارگران هست که انجام میدیم و در انتها مشخص میکنیم که شخص نیز به تغییر شغل داره یا نه ،یا اینکه شغلش براش مناسبه یا نه!
از این اشخاص ویزیت آزاد گرفته میشه و اگه حاضر به پرداختش نشن پیگرد قانونی داره ولی با توجه به اینکه یه تعدادیشون واقعا استطاعت مالی ندارن و نمیشه ار یکی پول بگیری یکی هم نه،تصمیم گرفتم بدون در نظر گرفتن قانونش رایگان ویزیتشون کنم.نمیدونم چرا رایگانش نمیکنن!
نظرات ()